آستر 19 َشهریور ماه 1395

آستر 19 َشهریور ماه 1395

نقاش،نقاشي ميكند؟
در نگاه نخست آثار جبار نظري ،چندين كفش مردانه و زنانه را در مكان ها و فضاهاي متفاوت مي بينید كه براي هر كدام از ما يادآور خاطره يا اتفاقي است تاكيدهايي نقاشانه و عنصر تكراري در تمام  مجموعه آثار نظري ما را به سوي نشانه هايي سوق ميدهد كه بيانگر معنايي عميق در زيرين ترين لايه هاي اثر است.

  • 160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
    160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
  • 160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
    160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
  • 160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
    160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
  • 160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
    160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
  • 160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
    160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
  • 160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
    160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
  • 160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
    160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
  • 160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
    160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
  • 160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
    160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
  • 160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم
    160 * 120 سانتی متر ، اکریلیک روی بوم

گزارش

كفش نمادي دو خصلته دارد هم اقتدار و آزادي هم پستي وخفت هيچ كدام از نقاشي ها بيان زمان مشخصی نيست. نميخواهد حس عاطفي يا هيجان مارا بر انگيزد .او بدنبال اتفاقات ،خاطره ها و تجربيات فردي و شخصي مخاطبان است كه در مواجهه با اثرش به ياد مياورد نظري به دنبال بيان باز توليد اتفاق اسطوره اي در جهان معاصر است كابوس هاي نقاش نقاشي ميكند كتاب اسطوره اي عشق  روژمان با اين جمله اغاز ميشود ارس كه در عهد باستان خدا بود در عصر حاضر به يك مشكل تبديل شده است افروديت به عشق ارس گرفتار ميشود يك روز كه آن دو در كنار هم آرميده بودند هليوس يا خورشيد آنها را ميبيند و به شوهر افروديت هفائستوس خبر ميدهد .هفائستوس توري نا مرئي پيرامون تخت افرودیت مي آويزد كه نتواند بگريزد و بعد همه خدايان را به ديدن اين صحنه به آنجا مي آورد كابوسهاي نقاش،نقاشي ميكند؟
ارس به نحوي از بوالهوسي دگرديسي شده است چنان كه امروز جاي آن از اروتيسیسم سخن ميگوييم كه نماد بيروني و خيانت به معشوق و بوالهوسي مداوم است نظري براي طرح موضوع انتقاديش روش را بر خردي متفاوت بر مي گزیند او مخاطبانش را بر ارجاعات نشانه اي به كار برده در اثرش به مسيري هدايت ميكند كه با ايجاد فاصله ميان او و خردش به رخداد و اتفاق افتاده در نقاشي هايش دعوت ميكند او به زيرين ترين لايه هاي اثرش كه باز توليد اتفاق اسطوره اي در عصر معاصر ماست اشاره ميكند رخداد مهمي كه بخشي از رفتارجامعه ما شده است كه با بياني هنرمندانه و غياب انساني تصویر شده است غياب انسانها در آثار او نشان دهنده حرفي هست كه هنوز براي انسان ماندن قائل است او مخاطب را وارد اثرش ميكند تا جاي خالي فيگورهاي نقاشيش را پر كند تا روايتهايي به تعداد بازديد كنندگانش از هر اثر داشته باشند.
 
سید مرتضی افراشی